هر روزتــــــــــــــــــــــــــان نوروز
يک سال ديگر را با همه فرازو نشيبهايی که برايمان داشت سپری کرديم، و چه آسان هر روز ما می گذرد و در نهايت دل به خاموشی ميسپاريم. اما چه کرديم در اين سالی که گذشت و چگونه به استقبال بهاری نو در پای سفره هفت سين مان خواهيم نشست؟ امسال را چگونه آغاز ميکنيم و آرزوی چه چيز را در سر میپرورانيم؟ آيا به آنچه ميخواهيم در اين سال جديد خواهيم رسيد ؟
--------------------------------------
هفت سين
در زمان ساسانيان، قاب هاي زيباي منقوش و گرانبهايي از جنس كائولين از چين به ايران آورده مي شد و يكي از كالاهاي ارزشمند بازرگاني چين و ايران همين ظرف هايي بود كه بعدها به نام كشوري كه از آن آمده بود نامگذاري شد به نام «چيني» و در ايران رواج يافت. براي چيدن خوان نوروزي از همين ظرف ها استفاده مي شد آنها را به عدد هفت امشاسپند كه عبارتند از ارديبهشت، خرداد، مرداد، شهريور، بهمن، اسپندارمذ و خود اهورامزدا، بر سر خوان هاي نوروزي مي گذاشتند و از اين رو خوان نوروزي، به نام هفت سيني نام گرفت و بعدها با حذف «ي» به شكل هفت سين درآمد. يكي از لوازم خوان نوروزي، كتاب مقدس بود و چون اين جشن ملي است، هر خانواده مي توانست كتاب مذهبي ويژه خود را بر خوان نوروزي بگذارد. از ديگر خوراكي هايي كه در زمان ساساني بر خوان نوروزي مي گذاشتند نان بود كه نمادي از بركت است. در آن زمان، گرده نان هايي به اندازه يك كف دست يا اندكي كوچك تر مي پختند و آنها را درون (dron) مي ناميدند و بر سر سفره هفت سين مي گذاشتند. تخم مرغ بن مايه خوان نوروزي است و انواع سفيد و رنگين آن مي بايستي خوان هفت سين را زينت بخشد. زيرا تخم و تخمه نمادي است از نطفه و نژاد و در روز جشن تولد آدميان كه تخمه و نطفه پديدار مي گردد، تخم مرغ تمثيلي است از نطفه باروري كه به زودي بايد جان گيرد و زندگي يابد و زايش گيهاني انجام پذيرد. پوست تخم مرغ خود نمادي است از آسمان و طاق گيهان. آينه، سمنو، ماهي، سيب، انار و سكه از ديگر چيزهايي است كه خوان نوروزي به آنها مزين مي شود. روياندن سبزه و نگريستن به رويش و بالش دانه ها در دوازده روز جشن نوروز از آيين هاي كهن ايرانيان بوده است و ايرانيان كهن، سبزه روياندن را از زمان جمشيد مي دانستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اينجا هم يک مطلب جالب در مورد ايرانی ها نوشته ... بخوانيد
هشتم مارس روز جهانی زن هم فرا رسيد،سابقه اين روز به اعتصاب کارگران کارخانجات نساجی در امريکا بر ميگرددکه برای بدست آوردن حقوق يکسان و کاهش ساعت کار به ۱۰ساعت اعتصاب کردند و اين حرکتی بود که بعدهاسمبل کوشش زنها برای بدست آوردن حقوق خود در سراسر جهان شد و باعث شد تا اين روز را روز جهانی زن بنامند.
-----------------------------------------
آيا تا امروز به چگونگی پديد آمدن گياهخواری و افرادی که از خوردن گوشت قرمز امتناع ميکنند و خود را گياهخوار يا Vegeterian مينامند ، فکر کرده ايد؟ شايد فکر کنيد که اعتقاد به گياهخواری عقيده ای جديد و مربوط به عصر حاضر است و تنها اطواری بهداشتی يا از سر انسان دوستی است ، در صورتی که سابقه تاريخی اين موضوع را ميتوان تا ابتدای تکامل موجودات انسانی هم دنبال کرد .
در ميان فيلسوفان يونان و روم باستان اعتقاد به گياهخواری قويتر از بقيه جاهها در آن زمان بوده و اولين چهره بر جسته در ميان آنان که به گياهخواری معتقد بوده فيثاغورث بوده است ، رژيم غذايی فيثاغورثی شامل اجتناب از خوردن گوشت حيوانات سلاخی شده بود که بين سالهای ۴۳۰ تا ۴۹۰ پيش از ميلاد به صورت يک آيين فلسفی در آمده بود، و معتقدان به اين آيين (فيثاغورثيان) به وجود يکسان روح در انسان وحيوان معتقد بودند و لذا کشتن حيوانات را منع ميکردند .
پس از آن گياهخواری کم کم در ميان برخی فرقه های مسيحيت نيز در اروپا باب شد و حتی توسط فرقه ای در مسيحيان به نام کواکرها Quakers به امريکا هم رسيد و اما بعد از چندی جدای از احساسات نوع دوستانه و اعتقاد به رفتار انسانی با حيوانات ،جنبش گياهخواری دلايل واقعی ديگری هم برای خود داشت ، که غلات و سبزيجات به وفوور در اروپا در دسترس بود وجدای ازمضر بودن گوشت قرمز برای سلامتی ، دامداری نسبت به کشت غلات و سبزيجات که ميزان بيشتری غذا به ازای هر واحد سطح توليد ميکرد، اتلاف اقتصادی به حساب می آمد. و در پی اين مسائل در سال ۱۸۴۷ در انگليس انجمن گياهخواری (Vegeterian Socity) بنيان نهاده شد و ديگر اصطلاح Vegeterian جايگزين غذای فيثاغورثی شد . و پس از آن در سال ۱۹۴۴ يعنی پس از جنگ جهانی اول و مبارزه گياهخواران با عدم صلح و صدمات شديد وارده به آنها ،انجمن گياهخواران مطلق در بريتانيا بنيانگذاری شد و کلمه(Vegan) بر گرفته از Vegeterian را برای گياهخوارانی که به هر دليل حتی فراورده های حيوانی اعم از شير،پشم،چرم،...رانيز از زندگی خود حذف ميکنند، ساختند و امروز Vegan به معنای گياهخوار مطلق به کار ميرود .و اما پس از چندی در پی اينکه سنت گاوداری انگليس نيرويی مثبت برای رشد امپراطوری بريتانيا محسوب ميشد،اعتقاد به گياهخواری به سرعت بوسيله گروههای صاحب قدرت و ثروت به سطح يک جک تنزل يافت . و اکنون نيزبد نيست بدانيدکه جنبشی به حمايت از گوشت قرمز در انگليس به پا خاست که سر کرده آن پروفسور علوم تغذيه بود که در واپسين ماههای سال ميلادی گذشته در لندن درگذشت و اما فرضيه آن همچنان در قيد حيات است که با يک رژيم غذايی مالامال از گوشت و در عوض حذف نان و نشاسته نه تنها ميتوان سلامت بود که لاغری و تناسب اندام را هم از پی خواهد داشت، و باانتشار اين فرضيه حتی کسانی که بعد از شيوع جنون گاوی به سراغ گوشت قرمز نمی رفتند به سوی بازارهای گوشت حمله ور شدندبه طوری که نرخ فروش آن در بازارهای انگليس و امريکا ۱.۵ برابر شد. استاد چنين استدلال کرده بود که اگر گوشت قرمز را جانشين نشاسته سازيم کبد به جای ذخيره چربی ، چرخه متابوليسم را فعالتر ميکند و چربی های اندوخته را ميسوزاند و ما سالمتر و سبک تر زندگی خواهيم کرد .
تار نمای موسسهُ مرسر (Mercer human resource consulting) نتايج سنجش کيفيت زندگی در شهرهای دنيا را طبق روال سال گذشته اعلام کرده که در اين گزارش ۲۱۵ شهر مورد مطالعه و سنجش قرار گرفته اند.
اين گزارش نشان ميدهد که کيفيت زندگی در شهر ها حالتی دايمی ندارد و با عواملی چون خشونت و نا امنی به شدت کاهش می یابد.
در اين سنجش زوريخ و ژنو در سوييس رويهمرفته از نظر کيفيت زندگی در مقام اول قرار دارند و بيشترين امتياز را کسب کرده اند.(۱۰۶.۵امتياز)
شهرهای ونکوور و وين در مقام سوم قرار دارند.(۱۰۶ امتياز)
ژنو به لحاظ استاندارد بالا در زمينهُ آموزش و پرورش امسال يک پله رشد داشته است.
اين سنجش بر اساس ۳۹ متغير در کيفيت زندگی در شهر ها از جمله عوامل سياسی،اجتماعی،اقتصادی،محيط زيست،امنيت شخصی و سلامتی،آموزش و پرورش،حمل و نقل و ديگر سرويسهای عمومی انجام شده است.
بغداد با ۱۴.۵امتياز پايين ترين ميزان کيفيت زندگی در دنيا را داراست و بعد ار آن Bangui و Brazzavile قرار دارند.
در اين سنجش از نظر سلامتی و اصول بهداشتی و سيستم فاضلاب،Calgary در کانادا بالا ترين امتياز را داراست و Honolulu و Helsinki و Ottawa به ترتيب دوم تا چهارم هستند.دسترسی آسان به بيمارستانها و کيفيت آنها ،ميزان آلودگی هوا وتوزيع سرويسهای بهداشتی ، از امتيازهای اين بخش هستند که شهر های فوق دارای عالی ترين نوع آنها هستند.بدترين شهر از اين نظر باکو در آذربايجان است و پس از آن Antananarivo (ماداگاسکار) ، داکا (بنگلادش) و Brazzavile هستند.در اروپای غربی نيز آتن پايينترين امتياز را داراست و پس از آن ميلان و رم و ليسبون قرار دارند.در اروپای شرقی نيز شهرهای روسيه پايينترين امتياز را در اين آمار دارند.
در سنجش کلی نيويورک بعنوان پايه سنجش با امتياز ۱۰۰ قرار دارد.
تهران نسبت به سال گذشته ۲ پله رشد داشته و در رتبه ۱۶۷ قرار گرفته است.
در مورد وضعيت دموکراسی هم ، موسسهُ "بررسی دموکراسی در جهان" World Democracy Audit در آخرين گزارشی که از وضعيت دموکراسی در کشورهای جهان در سايت اينترنتی خود منعکس کرده ، جمهوری اسلامی را در رديف 127 از نظر دموکراسی قرار داده .در اين بررسی کشورهای فنلاند، نيوزيلند، سوئد، دانمارک و نروژ به ترتيب در مقام اول تا پنجم قرار دارند.
نوروز ، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاري در جهان بوده است. نوروز بهارانه اي است كه روايت هاي تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، براي ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
* درباره پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند .
* همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلاي خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت وی درختان و هر نهال و هرچوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :
چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه هاي بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديباي ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند .
در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است :
آرياييها در روزگاران باستاني داراي دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن اول كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. وجشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند .
عيد نوروز شش روز متوالي دوام داشت و در اين روزها ، سلاطين بار عام مي دادند و نجباي بزرگ و اعضاي خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدي مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي گويند ، شكر يا عسل مي خورند و براي حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد نيز به حيات خود ادامه داد . در معنا ، نوروز ، از حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين جشن فرهنگي ميليون ها ايراني است كه در درون ايران زندگي مي كنند.
------------------------------------ اينهم از عکس شهره آغداشلو در مراسم اسکار ۲۰۰۴ ...ببينيد .. جايزه اسکار بهترين بازيگرزن نقش دوم امسال را رنه زلوگر ( Renee Zelloweger) به خاطر بازی درفيلم (Cold Mountain ) دريافت کرد و شانس دريافت اسکار را از شهره آغداشلو گرفت . واينهم از ترجمه گفتگوی نيويورک تايمز با شهره آغداشلو ...کليک کنيد...
