سلام به همه دوستان خوبم

خيلی خوشحالم که ازاين به بعد در ايران مينويسم. در اين مدت اتفاقهای زيادی افتاد و مسايل زيادی را تجربه کردم . احساس خيلی خوبی اززندگی توی ايران دارم و حالا قدر خيلی چيزها را بهتر ميدونم٬ تنها با عينک بد بينی و يا خوش بينی به مسايل نگاه نميکنم٬ و فقط از  کاستی ها گله نميکنم و زيبايی ها را هم ميبينم و از انها لذت ميبرم. حرفهای زيادی برای گفتن دارم٬ و سعی ميکنم که زود به زود آپديت کنم .

و اما امروز که برف همه جای تهران را پوشانده و برای چندمين بار در اين سال مدارس در اطراف تهران مثل دماوند و ... تعطيل شدن٬ امسال٬ زمستان پر از برف و بارندگی را داشتيم. به نظر من منطقه ۱ ٬ تهران را هم بايد تعطيل ميکردند. واقعآ مردم زنده ای داريم به محض اينکه کمی برف روی زمين ميشينه٬ همه بيرون ميان و برف بازی ميکنند و لذت ميبرندو البته در کنارش هم خيلی وقتها از وضعيت و کمی ها و کاستی ها مينالند. و اين طبيعت ما ايرانی هاست.

و اما خوشحالم که بعد از سالها دوباره فيلمهای جشنواره را ميبينم. تعداد فيلمهای شرکت کننده در جشنواره امسال به نسبت سالهای پيش کم هستند و فيلم حاتمی کيا هم که توقيف شد. يک فيلم هم از بهمن فرمان آرا (يک بوسه کوچولو ) فکر ميکنم به جشنواره نرسيد٬ دوست دارم فيلم سالاد فصل و زن زيادی را ببينم٬ اينجا را بخوانيد...   

 

شکوه ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظروزشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸۳